دیرین شناسی نسل انسان از کجا برخاست ؟                                                        
 
برگ نخست شبیه سازی علوم اعصاب دیرین شناسی تاریخ

 

 

داستان کودکی ِانسان

سلام ، ای پیک صلح ودوستی

روزگاری در پس آسمان مه‌گرفتۀ سپیده‌دمان انسانیت ، کودک دیرسال در آغوش مادرش خفته بود ...

«زِرِسِنّای اَلِـمسِگِّد» اهل آدیس‌آبابا ، پایتخت اتیوپی ، است . او دو فرزند دارد ؛ یکی «اَلولَه» که بیشتر اوقاتش را در «بونگالُوی» گرم و راحتشان ، توی بغل مامان عزیزش سپری می کند و اما دیگری دخترْکوچولوی سه ساله‌ای است که طفلکی سه میلیون و سیصدهزار سال درلابلای ماسه‌سنگها گیر افتاده بود و عاقبت ، دانشمند اتیوپیایی و همراهانش اورا یافتند و با تلاشی طاقت‌فرسا پیکر کوچکش را از دل سنگها بیرون کشیدند و خرده خرده اضافات و رسوبات را از جسمش زدودند . این کودک برای بار دوم اما این بار به‌کندی و بسیار آهسته از زهدان تاریخ پا به دنیای ما نهاد .

بامزه اینکه پیش از این ، هرآنچه از استخوانهای کودکان آن دورانِ دور به‌دست آمده بود را می توانستیم در یک پارچۀ قنداق جا بدهیم اما این تازه‌رسیده به‌تنهایی از همۀ آنها سر است و نه‌تنها کامل‌ترین استخوان‌بندی یک کودک دورانِ دیرین محسوب می‌شود ، که عنوان کامل‌ترین سنگوارۀ گونۀ اُسترالوپیثـِکوس اَفـَرِنسیس را نیز ازآن خود کرده است . «لوسی» که مدتها سوگلی دیرین‌شناسان بود با آمدن کودک تازه‌به‌دوران‌رسیده قدری جایگاه خود را از دست داده است . لوسی 3.2 میلیون سال قدمت داشت و استخوانهای او که یک مادۀ بالغ بوده است ، در سال 1974 پیدا شد . اما کودک رقیبِ لوسی برخلاف او ، هم اینکه انگشتان ظریف دستش برای ما برجای مانده و هم یک پای تقریباً کامل دارد و هم بالاتنۀ کامل ؛ اما به چشمِ زِرِسِنای امتیاز اصلی او بر لوسی این است که او چهره هم دارد ...

متن کامل

 

 

نئاندرتالهای صلح‌طلب ...مرد نئاندرتال

آیا نئاندرتال‌ها با دیگر گونه های آدمیان ، ازجمله انسانهای خردمند ، آمیزش کرده‌اند ؟

 

      در ماه آگوست سال جاری میلادی خبری منتشر شد دربارۀ پژوهش دو دانشمند از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی . این پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که افراد نسل امروزی مردمان اروپا تا پنج درصد نئاندرتال محسوب می‌شوند و مردمان امروز غرب آفریقا نیز در میراث رسیده از اجدادشان ، نشان از گونۀ کهن دیگری غیر از نئاندرتال‌ها دارند . آنها ژنهای دو گروه از افراد را بررسی کرده‌اند . یک گروه چندین نفر از مردمان قوم آفریقایی «یُروبا» بوده‌اند که غالباً ساکن غرب آفریقا هستند و گروه دیگر جمعی از کسانی بوده‌اند که امروزه در ایالت «یوتا»ی آمریکا زندگی می‌کنند اما تبارشان از سکنۀ غرب و شمال اروپا است . با توجه به این که این دو گروه قومی و امثال آنها همواره در حال پراکنده شدن در سراسر جهان بوده‌اند می توان با اتکا بر نتایج این پژوهش گفت که شاید تمام ما انسانهای امروزی بخشی از دی‌اِن‌اِی ِ گونۀ غریبه و کهنی از  انسان‌گونه‌ها را در میان ژنهای خود به ارث برده باشیم . نکتۀ دیگر آنکه یافته‌های این پژوهش ، یک نظر قدیمی در خصوص تقابل نسل «انسان خردمند» با نسل دیگر گونه‌های آدمیان و قلع و قمع کامل آنان را قدری متزلزل می‌کند . دانشمندان را رای بر این بوده که «انسان خردمند» آنگاه که در قارۀ آفریقا سربرآورد ، راهی دیگر نقاط زمین شد و سر راه خود نسل همۀ دیگر گونه‌های همجنس و هم‌خانوادۀ خود را برانداخت . اما انگار چنین نبوده و میان این گروهها آمیزشها و سازشهایی هم درکاربوده است . «وینسنت پلَنیُل» یکی از نویسندگان مقاله‌ای است که نتایج این پژوهش را دربردارد و استاد و محققی است از بخش زیست‌شناسی مولکولی و محاسباتی* دانشگاه کالیفرنیای جنوبی . وی به خبرگزاری «دیسکاوِری» گفته‌است : " ما به جای آنکه تصور کنیم حدود صدهزارسال پیش گروهی از جماعت آدمیان از آفریقا مهاجرت کردند و جایگزین تمام گروههای کهن دیگر شدند این نظر را پیش می‌کشیم که این جماعت تازه‌وارد به هنگام ورود با دیگر گروههای مردمانی که زمانی بس طولانی و شاید از چهارصدهزارسال پیش در اروپا مسکن گزیده بودند به تعامل و معاشرت پرداختند . "

متن کامل

 

سپيده دم انسانيت ...

حدود 6 ميليون سال قبل بود كه اجداد ميمون نما و جنگل نشين انسان توانستند بر دو پاي خود بايستند و راه بروند ...

 

در آن روزگار دست طبيعت آنگونه كه دلش خواسته در نسل بشر دستكاري كرده تا شايد يكي از بزرگترين تحولات تكاملي انسان را در همين جايگاه رقم بزند . پيدا شدن يك گونة جديد از رستة نخستيان مربوط به حول و حوش همين دوران و همين جا در شرق آفريقا است ؛ گونه اي كه با اينكه آنچنان از اسلاف ميمون سانش قابل تميز نبود اما يك تفاوت اساسي با آنها داشت و آن اينكه به جاي جست زدن بر چهار دست و پا ، بر دو پايش مي ايستاد و گام بر مي داشت ...

يك دانشجوي دورۀ تحصيلات تكميلي دانشگاه ‹‹ بِركْلي ››  كاليفرنيا به نام ‹‹ يُهانِّس هايلي سِلاسي ›› ( كه البته با آن امپراتور مشهور هيچ نسبتي ندارد! ) ، حين انجام فعاليتهاي تحقيقاتي در يك گروه بين المللي كه دانشمندان آمريكايي و اتيوپيايي مشتركاً رهبري آن را بر عهده داشتند ، موفق شد بقايايي را كشف كند كه تا آنجا كه دانسته هاي علمي روز معلوم مي دارد ، ممكن است ازآنِ كهن ترين اجداد انسان باشد .  موجودي به قد و قوارۀ شامپانزه كه در حدود 5.8 تا 5.2 ميليون سال قبل در جنگلهاي كشور حبشه زندگي مي كرده است . اين زمان تقريباً يك و نيم ميليون سال كهن تر از قديمي ترين نمونه اي است كه تا پيش از اين كشف در اختيار بود . تخميني كه دانشمندان براي زمان جدايي شاخۀ انسانها از ميمونها فرض مي كنند نيز چيزي در همين حدود است . به زعم انسان شناسي به نام ‹‹ اُووِن لاوْجوي ›› از دانشگاه ايالتي ‹‹ كِنت ›› در ‹‹ اُهايُو ›› : " پيدا شدن سنگواره اي كه متعلق به زمان انشعاب انسان از خانوادۀ اصلي اش باشد به راستي هيجان انگيز است . از زمان داروين تا كنون مردم هميشه به اين فكر مي كنند كه كي و چرا  روزي از روزها انسان بر روي دو پاي خود ايستاد ؟ براي ديرين شناسي مثل من يافتن پاسخ اين پرسشها در حد يك رؤيا بود اما اكنون انگار به واقعيت پيوسته است . "

متن کامل

 

     

 

       رد پای انسان کهن در میان خاکسترهای آتشفشانی در ناحیۀ لائتُلی در تانزانیا

         

                        برداشتن نوشته های این منزلگاه تنها هنگامی رواست که نام منبع را نیز به همراه آن بیاورید .