(( كاگويا ، دختري كه دو مادر دارد ))

 شرح مختصري از موفقيت دانشمندان در طرح ريزي تولد يك بچه موش از مادري باكره

 مأخذ : شماره سوم می 2004 مجله تایم    این مقاله در شمارۀ شنبه 28 آبان 1384 روزنامۀ شرق چاپ شده است

 از : كريستين گورمن

ترجمه از : فرزين آقازاده

صفحۀ یکم متن انگلیسی      صفحۀ دوم متن انگلیسی

 

  دخترها كافي اند ؛ نيازي به پسرها نيست .....

  دو تخمك بدون اينكه اسپرمي در كار باشد ، دختري را متولد كردند .....

موفقيتي بسيار پرزحمت : تنها پس از حدود 600 بار آزمايش بود كه كاگويا متولد شد و زنده ماند .

 

چكيده مراحل كار اين چنين بود :

1 – بر روي دي ان اي پستانداران شاخصي وجود دارد كه نشان مي دهد يك دي ان اي مربوط به موجود نر است يا ماده . دانشمندان از لحاظ ژنتيكي كاري كردند كه دي ان اي نسلي از موشهاي ماده آنچنان به نظر بيايد كه انگار از يك موش نر گرفته شده است .

2 – آنگاه از يك موش تازه متولد شده از همين گروه ، يك تخمك نابالغ برداشتند كه نشانگرهاي دي ان اي آن همانندي بسيارزيادي با سلول جنسي يك موش نر داشت .

3 – پس از آن اين تخمك را با يك تخمك معمولي از يك موش ماده آميزش دادند و ماحصل آن نطفه اي بود كه هم شاخصهاي پدري را داشت و هم شاخصهاي مادري را .

4 – و در پايان از اين نطفه موشي به دنيا آمد كه توانايي زاد و ولد داشت .

 

مردم ژاپن داستاني دلكش از شاهدختي زيبا به نام كاگويا تعريف مي كنند كه روزي از روزها به كره خاكي ما آمده بوده و موطن اصلي اش ماه بوده است . آنطور كه مي گويند پس از آنكه نطفه او از ماه به زمين مي رسد ، درون يك ساقه بامبو پرورش مي يابد و از درون آن پاي بر خاك زمين مي گذارد .

نام اين شاهدخت را اكنون بر روي يك موش چهارده ماهه گذاشته اند كه در دانشگاه كشاورزي توكيو و با روشي فوق عادي لقاح يافته است :

دانشمندان با بهره گيري از دو تخمك و بدون در كار بودن هيچ اسپرمي اين موش را بوجود آورده اند . گزارشي كه هفته گذشته * در نشريه      (( نيچر )) چاپ شده بود ، حكايت از آن دارد كه كاگويا اولين موش زاده شده به روش (( باكره زايي  )) است . يك روش توليد مثل كه البته در ميان حشرات و خزندگان پيش از اين هم سابقه داشته اما اين براي اولين بار است كه براي پستانداران نيز به انجام مي رسد .

در حال حاضر تولد كاگويا پيشرفتي درخشان در عرصه توانايي ها و دانش بشر به شمار مي رود كه البته در مورد انسان هنوز كاربردي نداشته است .فرآيند متولد كردن اين موش از نظر كارشناسي بسيار دشوار بوده است تا حدي كه صرف نظر از مسايل اخلاقي كه ممكن است مانع كار باشد ، فعلا نمي توان در مورد آزمايش آن بر روي انسان چندان حساب نمود .

                                                                 به بالای صفحه بازگردید .

 

البته از ديدگاه نظري دست كم مي توان به ايجاد سلولهاي پايه با استفاده از اين روش اميدوار بود اما همين نيز خود به دشواري ممكن است محقق شود . با اين همه پس از اين آزمايش موفقيت آميز ، ديدي نو به يكي از اسرار زيست شناختي پستانداران گشوده شده و آن نكته رمزآلود اين است كه چرا براي زاده شدن يكي از جانداران اين گروه همواره مي بايد ژنهاي يك پدر و يك مادر با هم يكي شوند ، آنگاه آن موجود مجال بيابد تا پا به عرصه وجود بگذارد ؟

اين در حاليست كه مثلا ملكه زنبورهاي عسل تخمهايي مي گذارد كه بدون نياز به عمل لقاح ، ممكن است زنبورهاي نري از آن تخمها سر برآورند و يا بعضي از انواع مارمولكها مثل مارمولك دم شلاقي در روش و چگونگي رشد و تكثير براي زيست شناسان مثل زدني هستند و به هرحال در عرصه طبيعت جاندار چنين نمونه هايي وجود دارند كه هريك مثال بارزي از توليد مثل بدون نياز به جنس نر را به ما خاطرنشان مي شود .

اما به راستي چه چيزي پستانداران را از ديگر جانوران متمايز مي كند ؟

بيشتر دانشمندان بر اين نظرند كه پاسخ اين سوال در يك فرآيند ويژه نهفته است و آن را  (( ايفاي نقش وراثتي انتخابي والدين )) ** مي نامند كه به نظر مي رسد تنها در ميان پستانداران وجود داشته باشد و براي آنها فرآيندي ضروري است . در طي اين فرآيند ، ميراث ژنتيكي پدر و

                                                                 به بالای صفحه بازگردید .

 

مادر كه هردو در پيكر فرزندشان وجود دارد به صورت انتخابي عمل مي كنند ؛ يعني در مورد هر خصوصيت ارثي ، تنها يكي از آنها فعال مي شود و ديگري مسكوت مي ماند . يعني يا پدر ، يا مادر . زيست شناسان در مورد حدود صد عدد از ژنها تعدادي دگرگونيهاي جزئي و كوچك را كشف كرده اند كه محلهاي متفاوت وقوع اين دگرگوني ها بر روي مولكول دي ان اي مي تواند دي اني اي به اشتراك گذاشته شده از جانب پستاندار نر و ماده را از هم متمايز كند . از طرف ديگر بايد پرسيد كه خود يك سلول چگونه تشخيص مي دهد كه كدام يك از ويژگيهاي به ارث رسيده از جنس نر و يا جنس ماده را بايد فعال كند ؟ پاسخ اين است كه شرايط محيطي ريز و ميكروسكوپي حاكم بر سلول است كه اولويت ظهور خصلت پدري يا مادري را به آن سلول مي شناساند .

هنگامي كه شرايط در حالت كاملا متعادل قرار دارد . نطفه بايد هم نسخه وراثتي مادري را در خود داشته باشد ( كه از طرف تخمك به اشتراك گذاشته مي شود ) و هم نسخه وراثتي پدري را ( كه معمولا در درون يك اسپرم حمل مي شود ) و در غير اين صورت امكان رشد طبيعي براي آن وجود نخواهد داشت . در صورتي كه دو نسخه ژنتيكي ، هردو پدري باشند ، آنوقت جفت است كه نمو خواهد كرد اما جنين نمي تواند رشد كند و برعكس آن اگر هردو نسخه مادري باشند آنوقت جنين مي تواند رشد كند اما جفت كه وظيفه تغذيه و دور ساختن مواد زائد آن  را  بر

                                                                 به بالای صفحه بازگردید .

 

عهده دارد باز خواهد ماند . دانشمندان فكر مي كنند كه هر اشكالي در فرآيند فعال شدن داده هاي وراثتي پدر ومادر ممكن است به ناهنجاريهايي در رشد دستگاه عصبي بيانجامد از جمله سندروم پريدرويلي*** ( يا PWS ) و يا شايد برخي از انواع بيماري خودگرايي ( يا اوتيسم ) . گاهي هم ديده شده كه اختلال در حالت طبيعي فعال شدن و خاموش ماندن ژنها منجر به ايجاد غده هاي مغزي شده باشد .

اما آنچه كه گروهي از پژوهشگران دانشگاه كشاورزي توكيو به رهبري (( توموهيرو كونو )) موفق به انجامش شدند اين بود كه ابتدا يك نسل دست كاري شده ژنتيكي از موشها پديد بياورند كه تخمكهاي تشكيل شده در بدن ماده موشهاي اين نسل ،  از لحاظ ميراث ژنتيكي شباهت زيادي به حالت پدري و موشهاي نر داشته باشد ! اين پژوهشگران در مرحله بعدي ، كه از حساسيت زيادي نيز برخوردار بود ، يك موش ماده از همين نسل را انتخاب كرده تعدادي تخمك نابالغ از بدن آن گرفتند . نكته مهم اين بود كه در ميان همه تخمكها ، نمونه هاي نابالغ كه هنوز فرصت كافي براي شناسايي محيط اطراف خود كه ويژگيهاي مونث دارد را پيدا نكرده اند، بيشترين شباهت ممكن را به نسخه وراثتي پدرانه دارند . با آميزش اين تخمكهاي شبه مذكر با تخمكهايي كه ويژگي مادريشان كامل شده بود ، محققان ژاپني به اين مهم دست يافتند كه ساختار زنده اي با توانايي رشد و نمو طبيعي پديد آورند . البته گمان نكنيد ايشان به همين  آساني

                                                                   به بالای صفحه بازگردید .

 

اين كار را به انجام رساندند كه تقريبا ششصد بار تلاش آنها باعث شد تنها دو بچه موش چشم به اين جهان باز كنند كه يكي از آنها را در راه آزمايشها و بررسي هاي ژنتيكي قرباني كردند ! و آن ديگري به لقب كاگويا ، يعني شاهزاده خانمي از كره ماه ، مفتخر شد و بزرگ و بزرگ تر شد و جفت گيري كرد و دوبار هم زايمان كرد . با وجود اينكه كاگويا بچه دار! هم شده است ، اما دو تن از دانشوران يكي ماريسا بارتولومي ، متخصص در زمينه نقش وراثتي پدر و مادر ، و ديگري هووارد هيوز ، يكي از پژوهشگران دانشگاه پنسيلوانيا ، چنين اظهار نظر مي كنند كه : (( ما حقيقتا نمي دانيم كه اين موش از نظر سلامتي در چه وضعيتي به سر مي برد ! )) .

به هر روي اكنون ديگر دانشمندان تصور روشن تري از پايه و اساس زيست شناختي توليد مثل بدست آورده اند . كونوي ژاپني مي گويد : (( با وجود تمام اختلافاتي كه بين زن ومرد مطرح مي كنند و علي رغم همه جر و بحثها و ناسازگاري دو جنس مخالف ، دست آخر براي ادامه نسل ، ژنهاي نر و ماده بايد در كنار هم قرار بگيرند )) ، وي اضافه مي كند : (( اين پژوهش براي من فوق العاده جذاب بود )) .

* تاريخ چاپ مقاله اي كه از نظر مي گذرانيد در نشريه تايم سوم ماه مي 2004 مي باشد .

Parental or Genomic Imprints**

Prader Willi Syndrome***                                                   به بالای صفحه بازگردید .