تاریخ شناخت واقعیتهای گذشته های دورمردمان        

   

 

 

 

 

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به بالای صفحه بازگردید

برگ نخست شبیه سازی علوم اعصاب دیرین شناسی تاریخ  

    

یکی از خمره هایی که رسوبات پس ماندۀ شراب در آن یافت شده است

 

  (( آن بادۀ کهن اینجاست ... ))

   ترجمه از : فرزین آقازاده

نمای دو خانۀ دوران نوسنگی در تپۀ باستانی حاجی فیروزتپۀ حاجی فیروز ، در دشت سُلدوز آذربایجان ، در جنوب دریاچۀ ارومیه تا کنونکهن‌ترین شواهد شرابسازی در دنیای کهن را بر ما آشکار کرده است ...

          شاید پیدا شدن ردپای شراب در زمانهای كهن را به تصادف و همزمانی فصل ثمردهی درخت مو با دیگر شرایط مساعد برای درست شدن شراب نسبت دهند اما اگر منظور انداختن و ساختن ماهرانۀ شراب و نگهداری آن باشد ، قدیم ترین شواهد از دوران نوسنگی به دست ما رسیده است (دورانی كه آغاز آن را در حدود 10500 سال پیش می دانند). در آن هنگام آنچه آن مردمان لازم داشتند تا دست به یك چنین نوآوری بزنند مهیا شده بود ...

گِل كه خاصیت شكل پذیری بسیار خوبی دارد ، بهترین ماده ای بود كه آن مردم می توانستند در ساخت ظرفهای لازم برای تولید و نگهداری یك نوشیدنی نسبتاً تازه ، یعنی شراب ، از آن بهره ببرند و كوزه و خمره و بَستو بسازند . آنان آوند گلین را درون آتش و در معرض درجه حرارتی زیاد قرار می دادند و به آن استحكام می بخشیدند و بدنۀ متخلخل و تراوای ظرف سفالین حاصل ، علاوه بر استحكام نسبی ، در جذب مواد آلی نیز به كار می آمد .

Text Box: نمای دو خانۀ دوران نوسنگی در تپۀ حاجی فیروز كه كاوشگران در حال حفاری آنها هستند .
 

Text Box: این تصویر ، مری وُیت ( با كلاه سفید ) را نشان    می دهد كه آشپزخانۀ یك خانة دوران نوسنگی را می كاود ، جایی كه او شش خمرۀ شراب یافته است كه در پی هم ، دركنار یكی از دیوارها در دل زمین پنهان شده بودند .
 
 اما آنچه به راستی موجب آگاهی ما از شراب سازی در دوران نوسنگی می شود ، تجزیه و تحلیل پس مانده های زردفام یافت شده درون یك خمره است ، خمره ای كه «مری وُیت» در حفاری تپۀ باستانی حاجی فیروز واقع در بخش شمالی كوههای زاگرس بدست آورده است ...

                                                                                                            متن کامل

 

(( دگرگونی در نحوۀ بهره برداری ایرانیان قدیم از جانوران ))

ترجمه از : فرزین آقازاده

گنج دره ، در نزدیکی هرسین کرمانشاه ، جایگاهی باستانی است که روزگاری شاهد نخستین تلاش بشر برای اهلی کردن بزها بوده است ...

          در حدود 10000 سال پيش رابطۀ انسان با يكي از جانوران پيرامونش به نحوي سرنوشت ساز دستخوش دگرگوني شد . اين انسان كهن در بخشهاي پراكنده اي از كوهستان بزرگ زاگرس ، از شمال شرقي عراق تا غرب ايران امروزي مسكن داشت . پژوهشهاي دكتر "مِليندا زِدِر "، رئيس بخش باستانشناسي دنياي كهن و باستانشناسي حيات وحش در موزه ملي تاريخ طبيعي ، و دكتر " برايان هِس " از دانشگاه آلاباما واقع در بيرمنگهام ( در ايالات متحده آمريكا ) ، اين نكته را  بر ما آشكار مي كند كه گروهي از انسانها كه از دوران نئاندرتالها در منطقۀ زاگرس به شكار بز مي پرداختند ، در آن برهه از زمان ديگر به گله داري و پرورش اين حيوان رو آورده بودند . يافته هاي ايشان حاكي از يك تغيير تدريجي است كه در پي آن تاثيري ماندگار هم بر گروه مردمان و هم بر زيست بوم منطقه برجاي ماند ، منطقه اي كه اكنون نيز زيستگاه طبيعي بزهاي وحشي به شمار مي آيد . نتايج حاصل از پژوهشهاي مذكور در شمارۀ مورخ 24 مارس سال 2000 نشريۀ "سايِنس" به چاپ رسيده است ...      

                                                                        متن کامل

 

(( تبار ایرانی سلسلۀ پالاوا در هند ))

ترجمه از : فرزین آقازاده

شواهد تاريخي، انسان شناختي و زبان شناختي جديد، بيانگر اين است كه سلسلة «پالاوا» از تبار پارتيان بوده اند و نام ‹‹پالاوا››  نيز صورتي ديگر از واژة شناخته شدة سانسكريت «پَـهْلَـوَه»     مي باشد. دكتر ‹‹كارنِگي›› ، ‹‹پَهْلووَه››ها را همان مردمي مي داند كه به زبان پهلوي سخن مي گفته اند و پهلوی نيز از جمله زبانهايي است كه در ايران بدان تكلم مي شده است ( پس ايشان همانها يا گروهي از آناني هستندكه در زبان فارسي «پهلويان» خوانده مي شوند م. ) . دكتر ‹‹بولِر›› نيز مي گويد كه ‹‹پـَهْلَوَه›› و اصل ايراني آن ، يعني «پَـهْلَـوْ » ، صورت تغييريافتة «پَـرْثَـوَه» هستند . بايد به اين نكته توجه نمود كه در نسخه هاي متفاوت «پورانا»ها ، در جايي از واژة «پَـهلَـوَه» و در جاي ديگر براي ناميدن همان گروه از مردم از واژة «پالاوا» استفاده شده است . ‹‹پالاوا››ها آن دسته از ‹‹پَهلَوَه››ها يا پهلويان بوده اند كه هم پيمان با «سَکَه»ها ( يا ‹‹سَكا››ها ) و «كَـمـبُجَـه»ها، به تدريج در طي سده هاي دوم و يكم پيش از ميلاد به درون شبه قاره نفوذ كردند و در سده های نخستين مسيحيت در جنوب و جنوب غربي هند مسكن گزيدند . در «مَـرْكِـنْـدِيا پورانا» كه يكي از پوراناها مي باشد و نيز در «بْـرْهَت سَـمْهيتا »، آشكارا شواهدي است مبني بر اينكه سكونتگاههاي پَهلَوَه ها و كمبُجَه ها در جنوب غرب هندوستان امروزي بوده است ...      

                                                                        متن کامل

برداشتن نوشته های این منزلگاه تنها هنگامی رواست که نام منبع را نیز به همراه آن بیاورید .