مردم ژاپن داستانی دلكش از شاهدختی
زیبا به نام كاگویا تعریف می كنند كه روزی از روزها به كره خاكی ما آمده بوده و
موطن اصلی اش ماه بوده است .
آنطور كه می گویند
پس از آنكه نطفه او از
ماه به زمین می رسد
، درون یك ساقه بامبو پرورش می یابد و
از درون آن پی
بر خاك
زمین می گذارد .
نام ین شاهدخت را اكنون
بر روی یك موش چهارده ماهه گذاشته اند كه در
دانشگاه كشاورزی توكیو و با روشی فوق عادی لقاح یافته است :
دانشمندان با بهره گیری
از دو تخمك و بدون در كار بودن هیچ اسپرمی ین موش را بوجود آورده اند . گزارشی كه در نشریه (( نیچر )) چاپ شده بود
،
حكیت از آن دارد كه
كاگویا اولین موش
زاده شده
به روش (( باكره زیی ))
است . در حال حاضر تولد
كاگویا پیشرفتی درخشان در عرصه توانیی ها و دانش بشر به شمار می رود كه البته
در مورد انسان هنوز كاربردی نداشته است .فریند متولد كردن ین موش از نظر
كارشناسی بسیار دشوار بوده است تا حدی كه صرف نظر از مسیل اخلاقی كه ممكن است
مانع كار باشد ، فعلا نمی توان در مورد آزمیش آن بر روی انسان چندان حساب نمود
.
البته از دیدگاه نظری دست
كم می توان به یجاد سلولهی پیه با استفاده از ین روش امیدوار بود اما همین نیز
خود به دشواری ممكن است محقق شود . با
ین همه
پس از ین آزمیش موفقیت آمیز ،
دیدی نو
به یكی از اسرار زیست شناختی پستانداران گشوده شده و آن نكته رمزآلود ین است كه
چرا بری زاده شدن یكی از جانداران ین گروه همواره
می بید ژنهی
یك
پدر و یك مادر با هم یكی شوند ، آنگاه آن موجود مجال بیابد تا پا به
عرصه وجود بگذارد ؟
ین در حالیست كه مثلا
ملكه زنبورهی عسل تخمهیی می گذارد كه بدون نیاز به عمل لقاح ، ممكن است زنبورهی
نری از آن تخمها سر برآورند و یا بعضی از انواع مارمولكها مثل مارمولك دم شلاقی
در روش و چگونگی رشد و تكثیر بری زیست شناسان مثل زدنی هستند و به هرحال در
عرصه طبیعت جاندار چنین نمونه هیی وجود دارند كه
هریك مثال بارزی از تولید مثل بدون نیاز به
جنس نر را به ما خاطرنشان می شود .
اما به راستی چه چیزی
پستانداران را از دیگر جانوران متمیز می كند ؟
