(( شكل گيري يك مغز انديشمند ))

نخستين ياخته هاي عصبي مربوط به قشر مخ ، بسيار زودتر از آنچه پيشتر تصور مي شد ،  آماده

 و مهياي انجام وظايف خود مي شوند .

مأخذ : مطلب منتشر شده در منزلگاه اینترنتی (( فیزُرگ )) به تاریخ 28 ژوئن 2006

این مطلب در شمارۀ پیاپی 517 به تاریخ آبان ماه 1385 ماهنامۀ دانشمند نیز به چاپ رسیده است .

ترجمۀ به فارسی از : فرزین آقازاده

 

 

 

       دكتر «ايرينا  بايسترُن»1 و همكارانش از بخش فيزيولوژي ، كالبدشناسي و ژنتيك دانشگاه آكسفرد با همكاري «پاسكو راكيك»2 ، استاد پيشتاز در علوم اعصاب از «دانشگاه يِيل»3 ، در مقاله­اي كه در نشرية «علوم اعصاب»4 از مجموعه نشريات «نيچر» منتشر كرده­اند ، شرحي نو ارائه داده­اند از ابتدايي ترين سلولهاي عصبي موجود در آن بخش از مغزِ درحال رشد انسان ، كه نهايتاً به قشر مغز ( Cerebral Cortex )قشر مخ را با رنگ نارنجی می توانید ببینید هرچند که این بخش در واقع خاکستری رنگ است تبديل مي شود .

قشر مغز ، آگاهي انسان را بر عهده دارد و اصلي­ترين نقش را در فرآيند دريافت و درك ، در حافظه ، در انديشيدن و نيز در سخنگويي ، هوش ، خودآگاهي و ديگر تواناييهاي ممتاز ذهني انسان بازي مي­كند . قشر مغز كنشهاي ارادي انسان را نيز عهده­دار است . بالغ بر چهل درصد وزن مغز يك انسان بالغ ، قشر آن است كه حدود بيست ميليارد ياختة عصبي ( يا «نورُن» ) را شامل مي­شود . اين گروه پژوهشي دريافته­اند كه نخستين ياخته­هاي عصبي مربوط به قشر مخ ، بسيار زودتر از آنچه پيشتر تصور مي­شد ،  آماده و مهياي انجام وظايف خود مي­شوند ، يعني تقريباً 31 روز پس از عمل لقاح ، زماني كه جنين فقط حدود 4 ميليمتر قد دارد و شبيه يك ويرگول است و در اين زمان هنوز نه دستها و پاها شكل گرفته­اند و نه چشمها .

آنها در پژوهش خويش از روشهاي نوين بهره گرفته­اند ، ازجمله از فناوريهايي كه به كمك آنها رديابي ژنهاي فعال شده در دل يك ياختة منفرد نيز ميسر مي­شود . بدين طرق توانسته­اند ياخته­هاي عصبي اوليه را شناسايي كنند و آنها را «ياخته­هاي سَلَف يا پيشين» ناميده­اند .

«ياخته­هاي پيشين» از بسياري لحاظ ، ويژگيهايي غيرمعمول دارند . آنها برخلاف ديگر سلولهاي عصبي ، از رشته­ها و زوائدي كه ايشان را به ديگر نورُنها پيوند دهد بي­بهره­اند . اما آنها نيز دنباله­هايي دراز و قطور دارند كه يكي در جلوي تنة سلول امتداد يافته و ديگري در پشت آن . با بررسي و كاوش ساختمان اين سلولها مي­توان حدس زد كه احتمالاً آنها در طي مراحل رشد مغز به طرف سطح بيروني مغز حركت مي كنند و در آنجا كه درآينده قرار است قشر مغز شكل بگيرد مقيم مي­شوند . دنباله­هاي اين سلولها شبكة درهم­تنيده­اي را به­وجود مي­آورد كه به نظر پژوهشگران اين شبكه مي­تواند در نقش راهنمايي براي ياخته­هاي بعدي باشد كه مي­خواهند به سوي اين ناحيه مهاجرت و در آنجا رشدكنند .  «كالين بلِيكمُر»5 ، استاد دانشگاه و يكي از نويسندگان مقالة موردبحث ، مي­گويد : " ما گمان مي­كنيم اين سلولهاي پيشين ، در فرآيند رشد و در مهيا كردن محيط و شرايط براي نورُنهايي كه پس از آنها به­وجود مي­آيند و نيز در هدايت آنها نقش مهمي دارند و هروقت هم كه اين وظايف خود را به­انجام برسانند عمرشان پايان مي­گيرد . "

روشن شدن چگونگي مراحل آغازين رشد قشر مغز ، ممكن است باعث فهم بهتر اختلالات پيچيدة مغزي شود . بيماريهايي چون «درخودماندگي» ( يا اُتيسم ) ، اسكيزوفرني ، صرع اطفال ، خوانش­پريشيِ دوران­ رشد6 و حتي عقب­افتادگي ذهني از اين جمله­اند . به­علاوه ممكن است بتوانيم از رهاورد آن سرنخي بيابيم براي حل يكي از مسائل بغرنج در نزد زيست­شناساني كه به بحث تكامل انسان مي­پردازند كه چگونه شد نيمكره­هاي مغز نياكان آدميان ، حول­و­حوش پنج ميليون سال پيش ، رو به رشد گذاشت و به­ميزان چشمگيري بزرگتر شد؟ با وجود اينكه ميان انسان و گوريل تنها حدود يك درصد تفاوت ژنتيكي وجود دارد ، اما قشر مغزي انسان چهاربرابر بزرگتر است و قدرت فكر و دراكة انسان و توانايي او در فرهنگ­آفريني برتري فاحشي دارد . پس اگر دريابيم كه قشر مغز در انسان چگونه رشد مي­كند و چرا رشد آن با ديگر جانوران متفاوت است ، شايد از راز هوشمندي مغز او نيز باخبر شويم . پژوهشگران توجه خاصي دارند به اين واقعيت كه تاكنون «ياخته­هاي پيشين» ، غير از انسان در ديگر جانوران شناسايي نشده­اند . دكتر بايسترُن در اين خصوص اظهار داشته كه :" روي مراحل اولية رشد مغز در ديگرِ گونه­ها بايد بررسي مجددي صورت گيرد تا مشخص شود كه آيا واقعاً سلولهاي پيشين فقط منحصر به مغز انسان است يا نه ؟ "

 .بخشهای مختلف مغز را ببینید

 

پي­نوشتها :

1 – Irina Bystron ؛

2 – Pasko Rakic ؛

3 – Yale University ؛

4 - Nature Neuroscience ؛

5 – Colin Blakemore ؛

6 – Developmental Dyslexia ؛

به بالای صفحه بازگردید .